محمد رضا واليزاده معجزى
204
تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )
او اعلام كند كه براى پذيرايى از خوانين آماده باشد ؛ ولى جهانگير خان در جواب نصير خان گفته بود كه من نه براى ياغيگرى آماده هستم نه براى اين همه مهمان جا و مكان دارم . نصير خان گفت : چون اين جواب لايق شأن تو نيست و خيال مىكنند از پذيرايى شانه خالى كردهاى مرا معذور دار و ديگرى را بفرست . جهانگير خان كه حرف نصير خان را مقرون به صواب مىدانست بالاخره بعد از مشورت [ شخصى را ] « 1 » نزد خوانين فرستاد و از آنها دعوت كرد كه به خانهاش وارد شوند . خوانين مير و بالاگريوه و بيرانوند متفقا به خانه جهانگير خان رفتند و بعد از صرف نهار بالاخره به هرزبانى بود او را هم با خود موافق ساختند و عموما با سوار و جمعيت حركت كرده به « پرانپريز » رفته شب در ميان طايفه باوندپور ماندند . فرداى آن شب هواپيما در آسمان به پرواز درآمد و چند بمب به زمين ريخت و يك اسب و يك ماديان را كشت و رفت . خوانين بعد از مراجعت هواپيما ، سوار شده و براى پيوستن به اردوى امير اعظم به طرف رومشكان حركت و به آبادى بازوندها و امرايىها « 2 » وارد [ شدند ] و فردا [ ى آن روز ] كليه خوانين و كدخدايان مير و بالاگريوه و بيرانوند پيش على محمد خان امير اعظم كه در خانه كدخدا داراب خان بازوند اقامت داشت رفتند و راجع به نقشه جنگ و تصميمات و اقدامات آينده بحث و مذاكره كردند . امير اعظم كه در جبهه كوهدشت با شكست مواجه [ شده ] و برادر خود را هم از دست داده بود حالا كه ياران قديم و جديد به او پيوسته و جبهه متحدهاى را تشكيل داده بودند به خوانين گفت چرا درباره نقشه و تاكتيك جنگ گفتگو نمىكنيد ؟ چون عزيز اللّه خان پسر منصور براى جنگهاى چريكى خوب نقشه طرح مىكرد اكثرا رو به جانب او كرده و گفتند آقاى عزيز اللّه خان راجع به نحوه جنگيدنمان شما نظر بدهيد . عزيز اللّه خان خطاب [ به ] جبهه متحده گفت : آقايان اگر براى مهمانى آمدهايم اشكالى ندارد ؛ چند روزى در اين محل مىمانيم و در اين آباديها مورد پذيرايى واقع شده و هركدام دنبال زندگى خود مىرويم . ولى اگر راست مىگوييم و مىخواهيم با اين دولت جنگ كنيم به من اختيار بدهيد كه از ميان اين اردو پانصد سوار به ميل خود انتخاب كنم . بعد از اين انتخاب در حضور همه ملتزم
--> ( 1 ) . يك كلمه خوانده نمىشود . ( 2 ) . طايفه امرايى همان طايفهاى است كه دودمان غضنفرى از آن برخاستهاند و بنابراين ، اين طايفه هم حال طايفه شمس الدين را دارد كه خوانين بيرانوند از آن برخاستهاند . در طرهان طايفه ديگرى به نام طايفه سورى وجود دارد كه هميشه نام آن طايفه با امرايى مترادف است و مىگويند « سورى و امرايى » و اين دو طايفه هميشه مقدم بر ساير طوايف طرهان بودند .